اول ببین چرا این گروه وجود داره
یک گروه میتونه به خاطر محله، خانواده، پول، امنیت یا یک هدف مشترک شکل گرفته باشه. وقتی دلیل وجودش مشخص باشه، تصمیمهای اعضا هم طبیعیتر میشن.
اگر تنها تعریف گروه این باشه که «با بقیه بجنگیم»، خیلی زود سناریوها تکراری میشن.
رابطه با گروههای دیگه رو بساز، نه اینکه فوری اعلام دشمنی کنی
رقابت وقتی جذابه که سابقه داشته باشه. یک معامله خراب، اختلاف قدیمی یا رقابت روی یک موضوع مشخص میتونه کمکم دشمنی بسازه.
همینطور لازم نیست هر اختلافی آخرش به تیراندازی برسه. تهدید، مذاکره، معامله یا عقبنشینی هم بخشی از داستانه.
داخل خود گروه هم داستان بساز
اعضا میتونن اختلاف نظر، مسئولیتهای متفاوت یا حتی مشکل اعتماد داشته باشن. این چیزها باعث میشه گروه فقط وقتی دشمن بیرونی داره زنده نباشه.
جلسهها، تصمیمهای سخت و اشتباههای اعضا گاهی از درگیری بیرونی هم جذابترن.
قوانین سناریوهای گروهی رو جدی بگیر
چون درگیریهای گروهی معمولاً چند نفر رو درگیر میکنن، رعایت قوانین اهمیت بیشتری پیدا میکنه. قبل از سناریوهای حساس، محدودیتها و قوانین رسمی شهر رو دوباره بررسی کن.
اگر چیزی مبهم بود، بهتره قبل از شروع سناریو سوال کنی تا وسط ماجرا اختلاف پیش نیاد.